تبلیغات
لحظات زیبا ...
 
لحظات زیبا ...
 
 
سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : مجید ت



همه چی خوبه ... 

خدایا ازت ممنونم ... 

به لطف تو تمامی مشکلاتم حل شد ... 

ممنونم که به کمک تو کم کم دارم به هدفام میرسم 





نوع مطلب : حرفای گفتنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : مجید ت


2013 Intro

بچه ها من این روزا مشغول کار روی آهنگ جدیدمم 
در واقع این کار اولین کار جدی منه که تا یکی دو ماه آینده پخش میشه 
دموشو آماده کردم میتونید گوش بدید 
البته چیز زیادی از دمو نمیشه فهمید 
ولی تمام تلاشم ساخت یه آهنگ خوبه 
که با استقبال زیادی رو به رو بشه 

جا داره از دوست خوبم Armid بابت تنظیم خفن آهنگ تشکر کنم 






نوع مطلب : آهنگای من ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : مجید ت


چقد خوبه که تو هستی

دارم دستاتو میگیرم

چقد خوبه که با عشقت

تموم عمر درگیرم

 

چقد خوبه که این روزا

مهرت به قلبم افتاده

چقد خوبه همون کس که

تو رو به قلب من داده

 

میدونم که توی قلبم

میخوای یک عمر بمونی

به دور از هر چی دوریو

به دور از هر پشیمونی

 

چقد خوبه که رد پات

توی این دل پیدا شه

با گرمای دستای تو

یه زندگی مهیا شه

 

بین دلواپسی هامون

میون این شب تارم

چقد خوبه دوسم داری

چقد خوبه تو رو دارم

 

تو میخندیو من دارم

از غصه دور تر میشم

زمانیکه تو رو دارم

چقد مغرور تر میشم

 

یه وقتایی که گم میشی

توی اوج پریشونی

دلت میخواد که بد باشی

ولی انگار نمیتونی


چقد خوبه که میفهمی

چقد خوبه که هم دردیم

همین که هر دومون میخوایم

به اوج عشق برگردیم


م.ت





نوع مطلب : زمزمه ی ترانه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 28 بهمن 1391 :: نویسنده : مجید ت


یه لحظه ی شیرین ... 

زندگیت پر از غم و غصه شده
داری توی باتلاق نا امیدی دست و پا میزنی  
فرصتی برای فریاد زدن نیس! 
تلاش خودتو میکنی تا از باتلاق بیای بیرون 
ولی هر چی تلاشتو بیشتر میکنی 
باتلاق عمیق تر میشه 
و تو بیشتر توی باتلاق فرو میری
دیگه لبخندی روی لبات نیس
کم حوصله شدی 
بی خیال دنیای اطرافت 
توو عالم خودت پرسه میزنی
و خدا رو صدا میزنی 
تا هر چی سریع تر به کمکت بیاد 
ولی احساس میکنی 
حتی اونم دیگه صداتو نمیشنوه 
تو ناراحتی اما خدا خوشحاله و داره بهت میخنده 
که چقدر مشکلاتو برای خودت بزرگ کردی 
بهت میخنده که هر وقت تو رو به دام مشکلات میندازه یادش میفتی 
تو بهش نامردی میکنی 
براش رفیق نیمه راهی 
ولی بازم بهت میخنده و هواتو داره 
روزها میگذره 
خسته شدی 
اینقد خسته شدی که از ته دلت خدا رو صدا میزنی 
و میخوای کمکت کنه 
و بلاخره 
اون لحظه ی شیرین سر میرسه 
لحظه ای که خدا دستتو میگیره 
و تو رو از باتلاق نا امیدی بیرون میکشه 
واقعا لحظه ی لذت بخشیه 
وقتی خورشید امید رو جلوی چشمات میبینی 
که با آفتاب گرمش به قلبت گرما میبخشه 
اون موقع س که قدر لحظات خوب زندگیتو میفهمی 
اون موقع س که به گذشته ت نگاه میکنی 
و حس میکنی که همه ی این ها یه بازی بوده 
و تو نقش اول این بازی رو بر عهده داشتی 
احساس پختگی میکنی 
انگار تجربه ت توی زندگی خیلی زیاد شده 
یه کم به خودت میای 
و از گذشته و اشتباهات درس میگیری 
و برای آینده برنامه ریزی میکنی 
شاید باورت نشه ولی 
خدا رو شکر میکنی که همچین داستانی رو برات نوشت 
و تو رو وادار به بازی کرد 
چون حکمتش رو فهمیدی 
و میدونی که چقد برات مفید بود 
این لحظه، لحظه ی شیرینیه 
که حتما تجربه ش میکنی 
اگه میبینی که هنوز اخم توی صورتته 
و لبخند زدن برات مشکله 
بدون هنوز وسط راهی و به این لحظه نرسیدی 
منتظر باش 
سعیتو بکن 
و باز هم از خدا بخواه 
تا بلاخره این لحظه ی شیرین سر برسه 





نوع مطلب : حرفای گفتنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 بهمن 1391 :: نویسنده : مجید ت
ثمره کم حرف زدن

کم حرف ... ! 


کاش میدونستن پشت این لب های دوخته شده چقدر حرف مخفیه، کاش میفهمیدن آدم بودن که وراجی کردن و پر حرف بودن نیس! کاش میفهمیدن که خیلیا دوست ندارن حرفای الکی بزنن ... 
کاش میدونستن چی میشه که آدم کم حرف میشه ... 
من خوب میفهمم ... خوب آدمای کم حرفو درک میکنم. 
اونایی که یه گوشه میشیننو هیچی نمیگن، تو حال و هوای خودشونن و نهایت فازشون گوش دادن به یه آهنگ غمگینه. 
خوب میفهمم که کم حرف شدن نتیجه ی حرفای خیلی زیادیه که توی دلت نهفته س و کسی نمیبینه ! 
خوب میدونم وقتی احساس میکنی هیچ کسی برات ارزش قائل نیس که به حرفای تو واقعا گوش بده و همدردت باشه ... اینجوریه که یه آدم کم حرف میشی.
چون خسته ای ... 
از همه ی این آدما ... آدمایی که اینقد تو خودشون گم شدن که حتی فرصت حرف زدن بهت نمیدن. 
حتی دوست ندارن به حرفات گوش بدن و بهت دلداری بدن.
کاش میدونستن کلمات چه قدرتی دارن ... بعضی وقتا یه کلمه زندگی آدمو زیر و روو میکنه.
حتی یه کلمه میتونه تورو از باتلاق نا امیدی بکشه بیرون.
یه کلمه ای که برای گفتنش هیچ هزینه ای لازم نیس.
پس چرا آدما این کار بی هزینه رو نمیکنن ؟؟؟ 
آیا هزینه ش از مسخره کردن و طعنه زدن و دروغ گفتن بیشتره ؟؟؟؟؟ 
کم حرفی ... خوب میفهممت.
میدونم لبهات به خاطر یه عالمه احساسی که توی قلبت هست به هم دوخته شده.
میدونم دنیا بین تو و عشق واقعیت فاصله انداخته تا دستتون به دست هم نرسه !! 
میدونم سکوت رو به هر چیزی ترجیح میدی و دنبال کسی هستی که چشماش باهات حرف بزنه.
دنبال کسی هستی که با یه آغوشش تو رو از هر چی غم و غصه س خالی کنه انگار که یه دنیا باهاش حرف زدی ! 
میدونم کم حرفیت حاصل همون لبخندیه که بعد از هر نیش و کنایه زدی ... 
اما نگران نباش ... 
 خدا هم کم حرفه.
این همه ظلم این همه ستم این همه دروغ ... 
ولی هیچ چی نمیگه. 
قربون صبرش برم
همین که با خدا هم دردیم تسکین خوبیه ... 




نوع مطلب : دل نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


شعرام + آهنگام + دل نوشته هامو میزارم تووووووو وبلاگم ...
امیدوارم خوشتون بیاد :-D

مدیر وبلاگ : مجید ت
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :